محمد بن حسين البيهقي

1093

تاريخ بيهقى ( فارسي )

ضبط شده است ( 14 ) - ضجر : بفتح اول و كسر دوم ملول و خشمگين ( 15 ) - صواب آمد : شايد هم ، « صواب آيد » ( نقل از حواشى دكتر فياض ) - بوجه ديگر نيز مىتوان گفت « صواب آمد » مستقبل محقق الوقوع است كه بصيغهء ماضى بيان شده است ( 16 ) - معنى جمله : تا حركت بتوان كرد و از جاى جنبيد ( 17 ) - برگ : حال و ميل و رغبت و يارا ( 18 ) - چهار طاق : چهارطاقى ، قبه و گنبدى كه بر چهار پايه و ستون استوار باشد ( 19 ) - زمستان - خانه : تابخانه يا خانهء زمستانى ، اسم مركب ( 20 ) - مشتى هوس : مراد مشتى سخن غلط و نادرست - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند : هوس بمعنى سخن جنون در لغت هست ( 21 ) - الرائد . . . : فرستادهء كاروان در طلب آب‌وعلف ، باهل كاروان خود دروغ نمىگويد ، مثلى است معروف نظير كارد دستهء خويش نبرد ص 996 ( 1 ) - در ايستادند : اصرار ورزيدند و مداومت كردند و كوشيدند ، نيز نگاه كنيد به صفحه 933 شمارهء ( 10 ) ( 2 ) - نمط : بفتح اول و دوم گونه و طريقه ( 3 ) - نيز گشاده‌تر : حتى بىپرده‌تر و هم صريح‌تر ( 4 ) - مشبع : مفصل ، قيد وصف ، اسم مفعول از اشباع ( 5 ) - عارض شود : رئيس ديوان شود ( 6 ) - طاهر و بو الحسن : مراد طاهر مستوفى و بو الحسن عبد الجليل ( 7 ) - معنى جمله : دربارهء من امير چه فرمود ( 8 ) - و اللّه : به خدا سوگند - « و » براى قسم است كه با كلمه اللّه به كار مىرود و مأخوذ از زبان عربى است ( 9 ) - بر ما بود : بر عهدهء ما بود ( 10 ) - به چهار روز : در ظرف چهار روز ( 11 ) - جبال : بكسر اول جمع جبل بمعنى كوهستان ، در اينجا مراد بلاد جبال ( عراق ) يا « رى » است چنان كه در آغاز باب دهم آورده است « در باب خوارزم و رى » ( 12 ) - ان شاء . . . : اگر خداى توانا و بزرگ بخواهد